
وقتي بهار آمد
وقتي كه نو شد سال
پروانه ي كوچك
اصلاً نشد خوشحال
در باغ و در صحرا
گلهاي نو روييد
هرگل براي خود
پيراهني پوشيد
پروانه اما بود
در خانه اش دلتنگ
پيراهن او بود
هم كهنه هم بيرنگ
گلهاي صحرايي
او را صدا كردند
آن بالهايش را
آهسته وا كردند
از رنگ خود هر گل
يك كم به او بخشيد
پروانه هم از نو
پيراهني پوشيد
در سال پاييز 1374 تصميم داشتم كه مركزي را براي حمايت از دانش آموزان مهاجر مادرسرپرست و نيازمند هموطن راه اندازي كنم. به همين منظور چند جلسه اي هم براي برنامه ریزی کارها با چند تن از دوستان گذاشتيم تا به پيروي از سنت حسنه ي برادران ايراني كه هرساله مراسمهاي مختلفي براي حمايت از دانش آموزان بي سرپرست و نيازمند برگزار كرده و افراد خير و نيكوكار مشتاق نيز سرپرستي و تامين هزينه هاي آنها را به عهده ميگيرند ما هم كاري در این زمینه برای کودکان هموطن نیازمند انجام دهیم اما دست تنهايي و نداشتن بودجه اوليه و مشكلات زياد مدرسه باعث شد اين طرح متاسفانه ادامه نيابد.
كم نيستند تعداد دانش آموزان مادرسرپرست و نيازمندي كه بسياري از آنها به سختي زندگي كرده و حتی در تهيه ي مصارف اوليه ي تحصیلی خود مانند لباس و كتاب و دفتر هم مشكل داشته و باوجود استعدادهای خوب و درخشانی که دارند مجبور به ترك تحصيل مي شوند. يادم مي آيد در سال 1385 براي معرفي دانش آموزان و خانواده هاي نيازمند مكتب به كميته ي امداد مراجعه كردم تا شايد آنها را تحت پوشش بگيرد اما جوابي كه از آنها شنيدم اين بود: "خودمان اينقدر سمن داريم كه شما ياسمنيد! ما خانواده هاي افغاني را تحت پوشش نمي گيريم."
اما بسياري از ماها از جمله خودم سالهاست كه هر نوع صدقه و نذري كه داشته باشيم در صندوقهاي كميته امداد مي ريزيم بدون اينكه لااقل هموطنان نيازمندمان تحت پوشش اين كميته قرار گيرد.
يك بار ديگر هم بايد همت كرد و مثل مكاتب خودگردان كه مانع از بي سواد ماندن تعداد زيادي از كودكان هموطن شد و امروز هيچكس نمي تواند منكر فعاليت گسترده و تاثر گذاري مهم آن در آموزش كودكان مهاجر شود باز هم بايد سازماني مثل كميته ي امداد براي حمايت از دانش آموزان بي سرپرست و نيازمند مهاجر شكل بگيرد.
هميشه به اين فكر مي كنم كه مشکلات و سختي ها و ممانعت ها سرجاي خودش، ما خودمان براي خودمان چكار كرده ايم؟
از زمانهاي دور انسانها خصوصاً در جوامع سنتي مثل افغانستان به اولاد هميشه به چشم يك سرمايه و سرمايه گذاري بلند مدت نگاه كرده است.فرزندان پسر مي توانستند پشتوانه ي كاري و قدرت خانواده بوده و فرزندان دختر كه بدل و يا "سر آليشي" براي پسرهاي همان خانواده باشند و يا ثروتي كه از "گله" يا "قلين" و يا شيربهاي آنها روزگار خانواده و پدر خانواده مي تواند بهتر شود. سنت نادرستي كه از نسلي به نسل ديگر منتقل شده و در بسياري موارد تبليغات براي زيادتر كردن جمعيت مسلمانان و يا كش مكش هاي قومي و تركيب جمعيتي هم به ارزش داشتن ...
ادامه مطلبتمام حقوق مادی و معنوی اين سايت برای خانه کودکان افغانستان محفوظ می باشد. 2012 ©
نقل مطالب با ذکر منبع مانعي ندارد.
ديزاين و اجرای وب سايت توسط Momtaz Host